برای «استقلال» و «پرسپولیس» دندان تیز کرده اند !




۲۳ام دی ۱۳۹۶ فوتبالی ورزشی

فضای «اعتماد» و «احترام» در ورزش ما کمرنگ است

شرط قانون

یکی از نشانهها و شرایط سر و سامان داشتن یک سیستم
و مجموعه، حاکمیت قانون و رعایت و اعمال جزئیات و اصول مندرج در آن است. هر سیستم و
مجموعه به اندازه
ای که به قوانین و ارزشهای تصویب و پذیرفته شده عمل کند و
شرایط و الزامات و بایدها و نبایدهای آن را رعایت کند می
تواند در حرکت خود به سوی اهداف مشترک تعیین شده
امیدوار باشد. این اصل کلی را که ما به طور مختصر و با بیان الکن آوردیم درباره ورزش
و آن هم ورزش حرفه
ای نیز مصداق دارد. یعنی ورزش ما برای
اینکه آن طور که در حرف ادعا می
کنیم
و اینجا و آنجا در بوق آن می
دمیم،
واقعاً «حرفه
ای» شود و یا به سوی آن حرکت کند باید
به الزامات و شرایط و ارزش
های ورزش حرفهای عمل کند. یکی از این شرایط و نشانهها، همان طور که گفته شد حاکمیت قانون
است. ورزش هر چقدر بیشتر جدی گرفته شود، بیشتر حرفه
ای شود، لاجرم باید بیشتر «قانون» را رعایت کند
و از رفتار و حرکات و تصمیم
گیری
و تصمیم
سازیهای سلیقهای و شخصی پرهیز نماید.

ضابطه یا رابطه؟

در ورزش حرفهای و هر ورزشی که حساب و کتاب بر آن
حاکم است و مسئولان امر و متولیان وظایف خود را جدی گرفته و خود و دیگران را دست نینداخته
باشند و واقعاً و با همه وجود قصد خدمت به ورزش و حرکت دادن آن در مسیر پیشرفت هستند،
آنچه تکلیف مسائل و مشکلات و روابط و مناسبات و انتصاب
ها و برنامهها و بالاخره اختلافات و درگیریها را تعیین میکند، «قانون» و «ضابطه» است نه سلیقه
و رابطه. این اصل است که ما نیز برای سر و سامان یافتن هر چه بیشتر ورزش و برخوردار
شدن آن از شاخصه
ها و امتیازات و اندازههای ورزش «حرفهای»، باید رعایت کنیم و جدی بگیریم.
البته در این باره بر طبق اصل اثبات شده و غیرقابل انکار، بیش از دیگران و پیش از همه
مدیران و مسئولان و به قول معروف «متولیان» امر مسئولیت دارند، که فرموده
اند: «الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم».
مردم آنقدر که به امیران و بزرگان خود شبیه هستند بر پدران خود شباهت ندارند. حتماً
هم بر این مبنا و اساس بوده که جناب سعدی در گلستان خود ضمن نقل حکایتی در پایان سروده
است:

اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی

برآورند غلامان او درخت از بیخ

برای همین هم هست که ما عرض میکنیم برای سر و سامان گرفتن ورزش،
برای حل مشکلات آن و برطرف شدن موانع «همه» به سهم خود مسئولیت دارند، اما مدیران و
امرای ورزش بیشتر مسئولیت دارند، چون معتقدیم که حرکت اصلاحی باید از «رأس هرم» ورزش
آغاز شود.

اعتماد، شرط همکاری

یکی از محاسن قانونمداری حاکمیت روحیه
و فضای «اعتماد» توأم با احترام است. عرض کردیم هر چه ورزش جدی
تر گرفته شود، هر چقدر ورزش «حرفهای» باشد، قانون در آن بیشتر رعایت
و اعمال می
شود و این را هم اضافه کنیم که هر
چقدر در ورزش ما -و هر مجموعه و تشکیلات دیگری- قانون رعایت شود، حس اعتماد و احترام
در آن تقویت می
شود و وجود این حس مثبت و فضای حسن
نیت و ظن خوش و… خود از شرایط کارکردن و همکاری کردن و حرکت رو به جلو است. از یک
جمع متفرق و پر از سوءظن و قهر و کینه و نفرت و… نمی
توان توقع و همکاری و پیشرفت امور را داشت. این
که می
بینیم کسانی و جریاناتی برای تأمین
نام و نان خود، برای اینکه بساطشان جمع نشود و دکان
شان تعطیل نگردد، از سر و سامان گرفتن ورزش و اجزاء
و عناصر آن، وحشت دارند و مرتب با استفاده از ابزار در اختیار بر طبل تفرقه و درگیری
و نفرت پراکنی و حرمت شکنی و… می
کوبند، دلیلی ندارد، جز همان که عرض شد این افراد
و باندها و جریانات نان و نام خود را در حفظ «وضع موجود» ورزش و عدم حاکمیت قانون و
حساب و کتاب بر کار و بار ورزش می
دانند و…

بیچاره حرفهایگری

در یک ورزش با حساب و کتاب و در بهترین
شکل و بالاترین سطح آن یعنی «ورزش حرفه
ای»، روح اعتماد و احترام به وسیله عمل به قانون
و رعایت اصول تقویت می
شود و در این باره خواص ورزش، از مدیران
ارشد و رؤسای فدراسیون
ها گرفته تا کارشناسان و رسانهها سعی میکنند به وظیفه حرفهای
خود به بهترین وجه عمل نمایند. این در یک ورزش عقب
مانده و بالتبع فرهنگ عقب مانده است که بازار درگیری
و تفرقه و حرمت
شکنی و دعوا و قهر و کینه ونفرت پراکنی
و… داغ است و تازه اسم این غلط
کاریها و انحرافات را میگذارند «حرفهای»گری! و به راستی بیچاره حرفهایگری!

مقدمه طولانی شد، عرضمان این است که
امروز این فضای «اعتماد» و به طور طبیعی «احترام» در ورزش ما کمرنگ است. البته در بعضی
جاها به خاطر اینکه کار دست کاردان است ارتباط و فضای محترمانه میان اجزاء و عناصر
آن مجموعه حاکم است اما در اکثر جاهای ورزش به خاطر اینکه افراد سر جای خودشان ننشسته
اند و جامعه و اعضای آن مجموعه، مدیران
و بزرگتر
های خود را قبول ندارند، جوی از بیاعتمادی و فقدان احترام حاکم است.

اصل شایستهسالاری

طی چند هفته اخیر، هم در این صفحه
و هم در «سرمقاله» و هم در جاهای دیگر مجله، بر این امر تاکید داشته
ایم که مسئولان محترم ورزش در عین
توجه به سرعت بخشیدن در سروسامان دادن فدراسیون
ها و مشخص ساختن روسای فدراسیونهای بلاتکلیف، از «کیفیت» و «چگونگی»
کار غافل نباشند و در انتخابات بیش از هر چیز به این توجه داشته باشند که اصل شایسته
سالاری رعایت شود چراکه تنها و تنها
در سایه رعایت این اصل است که آینده ورزش و رشته
های مختلف ورزشی تامین و تضمین میشود. ملاحظه میشود همه این اصول با یکدیگر ارتباط
منطقی دارند و هر اصلی، اصل دیگری را معنی می
دهد و کامل میکند. هر چقدر این اصول که در وادی عمل تجربه شده
و ازسوی مصلحان تاریخ و کتب آسمانی بر آنها تاکید و به انجام آنها سفارش شده، بیشتر
رعایت شود، گردش امور بی
نقصتر و مثمرثمرتر خواهد بود و …

چرا حرف و حدیث؟

این مقدمه طولانی را آوردیم تا بگوییم
در ورزش ما نسبت به رعایت اصل قانونمداری، توجه لازم نمی
شود، به ویژه ازسوی کسانی که حالت مدیر و پیشرو
و راهبری ورزش را برعهده دارند و ریشه بسیاری از نابه
هنجاریها و اتفاقات ناخوشایند در ورزش ما در همین نکته
نهفته است. در همین چند روز گذشته محرومیت بازیکن ازبک تیم استقلال یکی از موضوعات
مورد بحث محافل فوتبال و از چالش
های باشگاه مربوطه با کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال
بود. گروه فوتبال ما در این شماره «پرونده هفته» مجله را به این موضوع (عملکرد کمیته
انضباطی) اختصاص داده و حتی
المقدور
سعی کرده در آن به بعضی مباحث و زوایای مربوطه بپردازد. خوانندگان علاقه
مند میتوانند به این پرونده مراجعه نمایند. ما در اینجا
قصد ورود به جزئیات موضوع را نداریم، اما چیزی که کمتر کسی در آن شک و تردید و حرف
دارد، این است که باید کمیته انضباطی به موقع و وفق قانون، با قاطعیت با متخلفان و
قانون
شکنان برخورد نماید. ظاهرا هم این
کمیته در موضوع مورد اشاره همین کار را انجام می
دهد اما چرا این همه حرف و حدیث پیرامون آن مطرح
می
شود؟ آیا دلیل اصلی این حرف و حدیثهاو اعتراض‌‌ها و گلایهها، همان چیزی نیست که بالاتر گفتیم
و آن «عدم اعتماد» است. همه می
دانیم
این عدم اعتماد هم یکشبه حاصل نشده و تنها به این موضوع و ماجرا بازنمی
گردد.

این را هم میدانیم که بعضی از این اعتراضها، منطقی و وارد نیست، اما این را
هم می
دانیم که برخی دیگر از این اعتراض و بحثها بیمورد و بیجا نیست. ما با این قسمت دوم حرف خود کار داریم.
حرف ما این است که هرجای این ورزش و اینجا کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال باید در مواجهه
با مسائل و موضوعات اولاً طبق قانون، به شکل قاطعانه و عادلانه برخورد کند، ثانیا به
موقع و در زمان خودش به موضوع ورود نماید.

فقدان اعتماد لازم

در بحث مورد اشاره، اعتراض اصلی باشگاه
معترض و افرادی مثل مدیر رسانه
ای
این تیم یا سرپرست آن (آقای نصرالله عبداللهی) بیشتر به این موضوع است که چرا کمیته
انضباطی بعد از گذشت روزها از اتفاق بازی اهواز (که برخورد جپاروف با بازیکن حریف منجر
به آسیب
دیدگی شدید این دومی شد) و درست بعد
از اعتراض فردی غیرمرتبط با این موضوع
یعنی سرمربی تیم رقیب (برانکو) به این ماجرا وارد شد و حکم محرومیت هافبک تیم استقلال
را صادر کرد و … اشاره کردیم ما در اینجا قصد تحلیل این اتفاق و این حکم و این اعتراض
را نداریم، با ذکر این نمونه خواستیم بگوییم اینکه می
گوییم در این ورزش «اعتماد بایسته» وجود ندارد
و جو بی
اعتمادی و بدگمانی خیلی جاها حاکم
است و باز اینکه می
گوییم یکی از دلایل اصلی این بیاعتمادی، عدم اجرای قانون یا عدم اجرای
به موقع قانون است، بی
جهت نیست و مستند به واقعیات غیرقابل
انکار ورزش است و … جا دارد، مسئولان ورزش ضمن آسیب
شناسی و تحلیل واقعیات ورزش و ریشهیابی آفات ورزش به این گونه مسائل
هم توجه کنند و آنچه راکه لازم است یک ورزش دارای حساب و کتاب و یک ورزش «حرفه
ای» دارا باشد، رفته رفته فراهم آورند…
البته با این شرط مهم که اگر واقعا آقایان قصد خدمت به ورزش و حرکت دادن آن روی ریل
رشد و پیشرفت را داشته باشند!

روزگار خوب قرمز و آبی

در فراز قبلی حرفی از دو تیم مطرح
و پرطرفدار کشورمان یعنی پرسپولیس و استقلال به میان آمد، حیفمان آمد که به نکته
ای که مدتی است درباره این دو تیم
به ذهنمان خطور نکرده است، حداقل اشاره
ای نکنیم و به آنچه در این باره وظیفه خودمان میدانیم عمل نکنیم. آن نکته به طور مختصر
این است که مسئولان و مدیران و حتی طرفداران این تیم
ها باید هشیار و بیدار باشند. پرسپولیس که تقریبا
از همان اولین روزهای آغاز فصل
۹۵-۹۶ در قامت یک مدعی ظاهر شده بعد از صدرنشینی در پایان نیم فصل اول، اینک با فاصله امتیاز قابل توجهی
نسبت به نزدیک
ترین تعقیبکنندگان، روزگار خوش و امیدوارکنندهای را در صدر جدول میگذراند. از آن سو رقیب و حریف و رفیق
دیرین این تیم یعنی استقلال بعد از شروع نومیدکننده در آغاز فصل و کسب نتایج نگران
کننده که نارضایتی و اعتراض هواداران
خود را برانگیخته بود، و بعد از آن که مدیران این تیم چاره تغییر اوضاع ناخوشایند را
در تغییر کادر فنی دیدند، با آوردن یک مربی نام
آشنا از فوتبال حرفهای آلمان، رفتهرفته به تیم خود سر و سامان دادند و با کسب نتایج
امتیاز
آور، حرکت صعودی خود را در جدول ردهبندی لیگ آغاز کردند، به گونهای که حالا از رده چهاردهم، خود را
تا رده
های چهارم، پنجم لیگ بالا کشیدهاند.

تمرکز روی «حرفه»

حالا که حرف به اینجا کشیده شد، بگذارید
این نکته را هم در پرانتز اشاره کنیم و تفصیل آن را به فرصتی دیگر واگذار نمائیم. بدون
تردید آنچه موجب تغییر حال و احوال و نحوه و روند نتیجه
گیری تیم آبیپوش تهرانی شد، تغییر نگرش و روش مربیگری در این
تیم بود. وقتی یک مربی حرفه
ای
که به خاطر آبرو و اعتبار کاری خودش هم که شده، فقط و فقط روی کار و حرفه
اش متمرکز میشود- حرفهایگری اصلا یعنی همین!- و نگاه از حاشیهها و در و دیوار و تماشاگر و به ویژه
دوربین تلویزیون و مصاحبه جار و جنجال و… فرو می بندد و تمام هم و غم و فکر و ذکرش
این است که وظیفه
ای که به عهدهاش محول شده است و مسئولیتی که پذیرفته
است، یعنی سر و سامان دادن به تیم تحت اختیار، عمل کند، معلوم است که با توجه به ظرفیت
پنهان آن تیم چه از لحاظ مهره و نفر و چه از نظر حمایت و پشتوانه تماشاگر و… رسیدن
به موفقیت و تحقق هدف امکان
پذیر
می
شود.

چرا «فوتبال ایران»؟

این همان کار و روندی است که از دو،
سه سال پیش (با آمدن برانکو) در پرسپولیس اتفاق افتاده است منتها اینجا یک نکته ظریف
وجود دارد و آن این است که چقدر نحوه انتخاب و گزینش و چیدن مهره
ها و اجزاء یک سیستم برای موفقیت آن
سیستم مهم است. این مدیران استقلال بودند که «شفر» را برگزیدند و در عمل معلوم شد که
این انتخاب درستی بوده است و حالا هم مدیران این تیم و هم هواداران آن و هم فراتر از
آن فوتبال ایران از نتایج مثبت این انتخاب خوب و بجا دارند استفاده می
برند. چرا میگوئیم فوتبال ایران؟ پاسخ خیلی روشن
و بدیهی است، چون هرچقدر تیم
های
فعال و شاغل در لیگ ما، علی
الخصوص
تیم
های پرطرفداری مثل استقلال و پرسپولیس
سرحالتر باشند و اوضاع رو به راه و سالمی داشته باشند، نتایج مثبت و خروجی مفید آن
فقط شامل خود این تیم
ها نمیشود، بلکه این فوتبال ایران است که از برکت وجود
این گونه تیم
ها تقویت میشود و حال و روز و چگونگی بهتری خواهد
داشت. باری، حرف در این باره زیاد است.

بهترین تصمیم
برای تداوم مدیریت!

این جمله را
هم اضافه کنیم و پرانتز را ببندیم و برگردیم سرحرف اصلی. جمله آخر اینکه چرا اغلب مدیران
ما وقتی اوضاع بغرنج و بحرانی می
شود و شرایط
به گونه
ای در میآید که صدای
اعتراض مردم و هواداران بلند می
شود و به اصطلاح
تاج و تخت خودشان به خطر می
افتد، به فکر
این می
افتند که رفیق بازی و باند بازی و رودربایستی و
تعارف را کنار بگذارند، رفتار حرفه
ای در پیش بگیرند
و «بهترین تصمیم» را اخذ نمایند؟! ببینید یک تصمیم درست و عاقلانه مدیریتی – ولو در
شرایط اضطرار- چگونه در بهبود وضع یک تیم و رضایت مردم و هواداران تاثیر دارد … این
حرف را همین جا قطع می
کنیم ولی در
فرصتی بهتر، مفصل
تر و دوباره
به آن خواهیم پرداخت. خب، حالا پرانتز را ببیندیم و برگردیم سر حرف خودمان.

نام و نان در
گروی تخریب و حاشیه

حرف بر سر این
بود که پرسپولیس در صدر جدول روزگار خوبی را می
گذراند و در
شرایط فعلی به عنوان بخت و مدعی اول قهرمانی به حساب می
آید. استقلال نیز بعد از شروع ناموفق، حالا وضع
و حال خوبی دارد و اگر همین روند و شرایط حاکم باشد و تداوم یابد، وضع این تیم از این
که حالا هست بهتر هم می
شود و این تیم
حتما در پایان جزو
۴ تیم اول جدول
رده
بندی خواهد بود. این وضعیت همان طور که بالاتر
هم اشاره شد بدون شک به نفع فوتبال ایران است و به همین خاطر موجب رضایت و خشنودی هر
آن کس خواهد بود که خواهان موقعیت و سرفرازی ورزش و فوتبال ایران است. با این حال از
این واقعیت تلخ غافل نباید بود که هستند جریانات و باندهایی در این فوتبال که جز به
منافع خویش به چیز دیگری نمی
اندیشند و جز
تامین منافع خود، هدف دیگری در فوتبال ندارند. بدیهی است نان و نام این باندها و جریانات
و بعضی افراد در شرایط سالم و بدون تنش و جنجال و حاشیه امکان
پذیر نخواهد بود، به همین دلیل اینان از وضعیت
رو به سامان و رو به راه تیم
های استقلال
و پرسپولیس و هر تیم دیگری رضایت ندارند و سعی می
کنند به شکل
و شیوه
ای مختلف، از راه و ترفندهای مخربی که بلدند وضعیت
آرام و فضای سالم و مناسب را از این تیم
ها سلب کنند
و با راه انداختن غوغا و حاشیه و درگیری و تفرقه و… حرکت رو به جلوی این تیم
ها را متوقف نمایند به وضعیت رضایتبخش این تیمها که اغلب
به نتایج مطلوب در میدان مسابقه منجر می
شود پایان دهند.

هشیاری همگانی

خلاصه، این
جریانات از ثبات کاری و آرامش فضا و وجود مناسبات سالم و روابط محترمانه در فوتبال
ما هراسناک و بیزارند و… به همین دلیل با نگاهی به سابقه و گذشت و تجربیات منبعث
از آن وقتی وضع این دو تیم یا یکی از آنها رو به راه و مطلوب شده است، وارد میدان شده
و با استفاده از ابزارهای مشروع و غیرمشروع که در اختیار دارند، وضع مطلوب و موجود
را به وضعیتی بحرانی و نامناسب برگردانند. این است که با استفاده از این تجربیات مدیران
و مسئولان این تیم
ها، حتی متولیان
فوتبال و ورزش، و بالاخره هواداران آ
نها باید مراقب
شیطنت
ها و حرکتهای مخرب و
تفرقه
افکنانه جریانات کذایی باشند. در این میان پرسپولیسیها باید بیشتر مراقب باشند، چرا که با تغییراتی
که در رده مدیریتی این تیم افتاد- که به نظر ما نباید می
افتاد- جریانات مخرب یک قدم جلوتر آمده و با امیدواری
بیشتری به این تیم چنگ و دندان نشان می
دهند… بعضی
اتفاقات هم که طی دو، سه هفته اخیر در پرسپولیس رخ داده، کمی نگران
کننده است و تداوم وضعیت فعلی استقلال هم هشیاری
و مراقبت می
خواهد… در فرصتی دیگر بیشتر به این موضوع خواهیم
پرداخت.

* سیدمحمدسعید
مدنی


مطالب پیشنهادی