مسأله اصلی را فراموش نکنیم




۲۴ام بهمن ۱۳۹۶ فوتبالی ورزشی

تونیا هاردینگ اسکیت‌باز پر حاشیه تیم ملی آمریکا در مورد زندگی در کشور آمریکا حرف جالبی می‌زند. او که زمانی در اوج محبوبیت و زمانی هم در حضیض نفرت قرار گرفت می‌گوید: «مردم همیشه می‌خواهند کسی باشد که طرفدارش باشند و کسی باشد که از او بدشان بیاید.» این واقعیت زندگی در دنیای مدرن است و اصلا هیچ ارتباطی به کشور آمریکا ندارد. احتمالا هاردینگ این حرف را زده چون فقط در کشور آمریکا زندگی کرده. و گرنه نگاهی به سایر کشورهای دنیا نشان می‌دهد این یک پدیده کاملا طبیعی است. هر کشوری برای خودش کسی را دارد که مردم طرفدارش باشند و کسی هم هست که به او ابراز تنفر کنند. نکته جالب اما اینجاست که این آدم‌ها از کره مریخ نیامده‌اند، بلکه ما خودمان این نقش‌ها را به آن‌ها می‌دهیم. یعنی ذهنمان مدام دنبال ساختن دو قطبی آدم خوب/ آدم بد است. ما خیلی شبیه به کامپیوتر هستیم. True/ false! یا درستیم یا غلط. یا از کسی خوشمان می‌آید یا از او متنفریم. حد وسط ندارد. در حالی که سال‌هاست سیستم‌های کامپیوتری به سمت منطق فازی حرکت می‌کنند، منطقی که می‌گوید سیستم‌ها را از این به بعد از حالت صفر/ یک یا همان درست/ غلط خارج کنیم و تبدیلش کنیم به شکل تا حدودی درست/ تا حدودی غلط، ما همچنان می‌خواهیم با همان رویه سابق به کارمان ادامه دهیم. ما منظورم فقط مردم ایران نیست. همه جا داستان به همین منوال است.

هدف از این مقدمه طولانی برگشتن به اتفاقی بود که دیشب در برنامه نود رخ داد و بازخوردش از همان لحظات اول شروع شد و همچنان ادامه دارد. علی کریمی در برنامه نود به صریح‌ترین شکل ممکنی که از یک منتقد انتظار داریم انتقاداتش را علیه فدراسیون و تمامی زیر مجموعه‌هایش من جمله سرمربی تیم ملی اعلام کرد و آقای ساکت به پیش‌بینی‌پذیرترین شکل ممکن مثلا جواب انتقادات را داد! یعنی دقیقا همان جوری که ما سال‌ها از مسئولین کشور در مورد انتقادات پاسخ گرفته‌ایم. ارجاع دادن به ماده‌ها و تبصره‌ها و نامه‌نگاری‌های بی‌پایانی که انگار فقط وجود دارند تا تبدیل بشوند به راه در رو، شیوه همیشگی پاسخگویی در کشور ما بوده. صحبت درباره ساکت و نحوه پاسخگویی‌اش زیاد است، اما حرف اصلی نوشتار ما چیز دیگری است. در قسمتی از برنامه کیروش سرمربی تیم ملی پیامی را برای عادل فرستاد و عادل هم آن را تمام و کمال روی آنتن زنده تلویزیون خواند و بعدش ماجرا شروع شد. پنج دقیقه بعد که به صفحات مجازی سر می‌زدی تصاویر کیروش را می‌دیدی که روی صورتش یک علامت ضربدر قرمز رنگ گذاشته‌اند و کپشن گذاشته‌اند: بزدل خودتی! و این یعنی آغاز فرایند یک دو قطبی جدید.

علی کریمی دیشب رفت به برنامه نود تا در مورد مسائل فدراسیون حرف بزند. در مورد فوتبال. دمش گرم خدایی. اما انگار برای ما تنها نقطه‌ای که جالب بوده و باید در برابرش موضع می‌گرفتیم، جایی بود که کیروش به فردوسی‌پور پیام داد. یعنی تقابل کریمی و کیروش. این همان ذهنیت دو قطبی‌ساز ماست.

ما بلافاصله باید یارکشی‌های خودمان را انجام دهیم. باید بلافاصله با یک مرز مشخص، خودی‌ها و غیر خودی‌ها را تعیین کنیم. زنده‌باد خودی‌ها. مرگ بر غیر خودی‌ها! کیروش پیام بی‌ادبانه‌ای را برای عادل فرستاد، بحثی در آن نیست. کیروش در مسأله دعوت مسعود شجاعی بزدلانه رفتار کرد، کسی منکرش نیست. کیروش با بیشترین امکانات و حق اختیاراتی که می‌توان به یک سرمربی داد، تیم ملی را برد جام جهانی، این واضح است. اما کریمی دیشب نرفته بود که فقط با کیروش رو در رو شود. کیروش یک بخش کوچکی از انتقادات کریمی بود. اما انگار ما فراموش کردیم و مسأله برایمان برعکس شد.

انگار کریمی دیشب رفته بود مچ کیروش را بخواباند و در گوشه و کنارش انتقادات ریزی هم به فدراسیون و تاج و دار و دسته‌اش کرده باشد. مسأله این‌جاست که الان فدراسیون بر فرض محال که کیروش را تحت فشار افکار عمومی اخراج کند یا دیگر با او تمدید نکند و برود یک سرمربی دیگر بیاورد. واقعا چه فرقی می‌کند، وقتی سیستم همان سیستم است؟ اما اگر سیستم مدیریتی فوتبال درست شود دیگر هر کسی می‌خواهد بیاید. کیروش باشد یا یواخیم لو یا هر مربی بزرگ دیگری. سیستم در چارچوب قوانین خودش اجازه هیچ‌گونه مداخله‌ای بیشتر از میزان اختیارات سرمربی به او نمی‌دهد و دیگر مشکلاتی که الان اهالی فوتبال با کیروش دارند خود به خود مرتفع می‌شود. کریمی هم همین را می‌خواهد. او می‌خواهد مدیریت فوتبال اصلاح شود. برای همین است که مخاطب صحبت‌هایش رییس فدراسیون فوتبال است. حتی وقتی با ساکت حرف می‌زند.

تا جایی‌که ذهنم کار می‌کند ما درگیر ساختن دو قطبی‌هایمان بوده‌ایم و مشکلات اصلی را فراموش کرده‌ایم. کریمی/ فردوسی‌پور! دو قطبی که هفته پیش ساخته بودیم. فردوسی‌پور bad man ماجرا بود و نکته جالب اینکه عادل در دو قطبی دیگری مثل آن ماجرای ادامه برنامه نود یا توقفش که چند سال پیش رخ داده بود نقش good man را به عهده داشت.

همین چند شب پیش در حاشیه جشنواره فیلم فجر یک عالمه دوقطبی ساختیم. ابراهیم حاتمی‌کیا/ سینماگران غیر وابسته به نظام، محمد حسین مهدویان/ رضا رشیدپور. موافقین پژمان جمشیدی/ مخالفین پژمان جمشیدی. و یک عالمه دوقطبی دیگر. در هرکدام از این دو قطبی‌ها هم اگر کسی برود جزو دسته قطب منفی کارش زار است. دیگر از هیچ‌گونه حمله‌ای به او فروگذار نمی‌کنیم. مثلا همین الان در مورد کیروش واقعا نمی‌دانم مساله «مرد موزامبیکی» که برخی دوستان ابراز می‌کنند یعنی چه! مگر چه اشکالی دارد یک نفر موزامبیکی باشد؟ ما انتقادمان به موزامبیکی بودن کیروش است؟ یعنی حاضریم برای نابودی قطب مخالف خودمان حتی نژادپرست هم بشویم. شاید الان شما بگویید خود کیروش باعث شده این دو قطبی راه بیفتد. همان‌طور که با برانکو این بازی را شروع کرد و مرد کروات خیلی زود خودش را از این بازی کنار کشید. بله، به نظر می‌رسد که پیرمرد پرتغالی علاقه زیادی به ساختن دو قطبی دارد. اما چیزی که واضح است، این است که مشکلات فوتبال ما خیلی ارتباطی به کیروش ندارد. به قول علی کریمی، کیروش آدم زرنگی بوده و توانسته از این وضعیت بلبشوی مدیریتی فدراسیون فوتبال نهایت استفاده را ببرد.


مطالب پیشنهادی