پیدا کردن چکش ثور




۲۵ام آبان ۱۳۹۶ فوتبالی ورزشی

یک – ونتورا در پایان دور گروهی گفت: «هیچ‌کس شگفت‌زده نشده است. با وجود حضور اسپانیا در گروهمان، اتفاق عادی این بود که دوم شویم و حالا که دوم شدیم اتفاق عجیبی نیفتاده است.» این حرف‌ها را صرفا از زبان یک بازنده می‌توانیم بشنویم. و ونتورا هم یک لوزر به‌تمام معناست. اگر یان اندرسن هم مثل ونتورا فکر می‌کرد، از گروهی که فرانسه و هلند حضور داشتند هرگز صعود نمی‌کرد. چون اصلا عجیب نبود و کسی از سوئد بی‌زلاتان توقع معجزه نداشت. حتی در صورت شکست سوئد به ایتالیا هم هیچ‌کس متعجب نمی‌شد. چون کمتر کسی توقع برتری اسکاندیناویایی‌ها مقابل ایتالیا را داشت. اما ببینید آقای ونتورا، مردم سوئد امروز جشن پیروزی می‌گیرند و همه در جهان در حیرتند که شما چطور نتوانستید ایتالیا را به روسیه برسانید.

دو – ثور، نام یکی از محبوب‌ترین ایزدان اسکاندیناوی است. اغلب مردم او را به‌واسطه شخصیت ابرقهرمان «ثور» در هالیوود می‌شناسند. در حقیقت اما ثور برخلاف دیگر ابرقهرمان‌های هالیوودی، پیشینه بسیار بلندی دارد. او یکی از ایزدها و اسطوره‌های مردم اسکاندیناوی است. مردمی که هزاران سال قبل احتمالا با آب‌شدن یخ‌های قطبی به سمت سرزمین‌های جدید رفتند و با زمین‌هایی سرسبز روبه‌رو شده و همانجا ماندند. ثور را معمولاً بصورت مردی عظیم‌الجثه، قوی پیکر، سرخ‌موی همراه با ریش، چشمانی درخشان و ابروان سرخ‌رنگی تصویر کرده‌اند که وقتی خشمگین می‌شد، از دو طرف چهره‌اش آویزان می‌شد. با وجود ظاهر نه‌چندان دوستانه، پرستش ثور به عنوان نگهبان و حامی خدایان و انسان‌ها در برابر نیروهای شر بسیار رایج بوده است. بخشی از قدرت ثور به‌خاطر چکش عجیبش بوده. چکشی که نیمی از قدرت ثور به‌ آن وابسته بود و منشأ تمام صاعقه‌ها و رعد و برق‌های جهان بود. خلاصه این که ثور خدای قدرتمندی بود و چکش او هم اهمیت زیادی در افسانه‌های اسکاندیناوی دارد و ادعا می‌شود کسی که این چکش را داشته باشد می‌تواند تا حدودی تأثیرگذاری‌های ثور را داشته باشد.

سه – پنج‌تا از مهم‌ترین روزنامه‌های سوئد، صعود تیم ملی این کشور به جام‌جهانی را تیتر یک خود کردند. چهارتا از این روزنامه‌ها جلدشان را با عکسی از گریه بازیکنان تیم ملی در آغوش یکدیگر بستند. به‌نظر می‌رسد این عکس مشترک‌ترین حس را بین مردم سوئد داشت. اشک شوق و در آغوش کشیدن نزدیک‌ترین فردی که کنارشان است. حتی دوتا از روزنامه‌ها تیترشان یکی بود: «اشک‌های پیروزی»

چهار – ثور در طول داستان نبردهایش گاهی مجبور است از فیزیکش استفاده کند و گاهی از مغزش. در واقع او تنها متکی به چکش و زور بازویش نبود. بلکه باید استراتژی‌های خوبی هم برای نبردهایش اتخاذ می‌کرد. چون بعضی مواقع دشمنانش سلاح‌هایی قوی‌تر و کشنده‌تر از او داشتند. بنابراین او خدای خردمندی در بین مردم اسکاندیناوی شناخته می‌شود.

پنج- شاید حریف سوئدی‌ها قوی‌ترین هلند یا بهترین ایتالیای تاریخ نبود. اما خب سوئد هم بزرگ‌ترین فوتبالیستش دیگر در بازی‌های ملی حضور ندارد و چهره‌های شاخصش در حد بهترین بازیکنان پیشین این کشور نبودند. پس در حقیقت ما با یکی از سوئدهای خوب تاریخ هم روبه‌رو نبودیم. اما خودباوری سوئدی‌ها قابل تحسین است. برخلاف ونتورا که ایتالیا را تبدیل به تیمی از پیش بازنده و قابل ترحم کرده بود، یان اندرسن از سوئد تیمی جنگجو و قابل احترام ساخته بود. تیمی که در هر شرایطی مبارزه می‌کرد و پا پس نمی‌کشید. چه زمانی که در سخت‌ترین گروه مقدماتی جام‌جهانی افتادند و حتی وقتی که در پلی‌آف به سخت‌ترین تیم ممکن خوردند. انگار مردان تیم ملی سوئد چکش ثور را پیدا و قدرت جادویی‌اش را مال خود کرده‌اند. آنها حالا باعث و بانی اکثر ناراحتی‌های اخیر فوتبال‌دوستان هستند. از حذف تیم ملی هلند و آرین روبن تا حالا که ایتالیا و بوفون را کنار زده‌اند. قدرت فراتر از تصور اتحاد و سخت‌کوشی را می‌توانید در تیم ملی سوئد ببینید. اتحادی که شاید همان چکش معروف افسانه‌هایشان باشد. همان چیزی که می‌تواند قدرتشان را چندین برابر کند.


مطالب پیشنهادی